عبد الله احمديه

28

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

قلبى و كليوى مانند " ديژيتال " " سيلازن " ، " تئوبرومين " ، و " ديورتين " و سرم قند و غيره در مورد او صورت گرفت ولى بيمارى او روز بروز بدتر مىشد . بتدريج از ميزان ادرار بيمار كاسته گرديد تا اينكه به چند مثقال در روز رسيد . در پاها و بدن خيز پديدار و كم‌كم زيادتر گشت . بيمار به حال اضطراب و تقلا افتاد . مزاج او نيز يبس گرديده بود . مرا به عيادتش بردند . درماندگى كليه و كبد و عوارض اورمى شديد در او مشهود و دل‌به‌هم‌خوردگى ، استفراغ و مسموميت در او پديدار بود . فشار خون به بيش از 18 مىرسيد خلاصه آنكه تجويز داروهاى جديد در او بىاثر مانده بود . در چنين وضعيتى داروئى لازم بود كه كليه و كبد را مداوا نموده و سموم را دفع و كليه‌ها را به كار وادارد . بهترين دارو در چنين وضعى در اورمى كه روش ناشى از تجارب اينجانب است اينست كه ترب را با كارد ورقه ورقه كرده ، كارد را به عسل آغشته و به ورقه‌هاى ترب بمالند . سپس آنها را در آبكشى ريخته و آبكش را روى كاسه‌اى قرار دهند ، تا بتدريج آب زلالى از آن تراوش كند . آنگاه آب بدست آمده را به بيمار بنوشانند . در مورد بيمار مذكور نيز چنين كردند و حوله بسيار داغى را طبق دستور در ناحيه كليه‌ها گذاشتند تا در اثر گرمى زياد و عمل انعكاس ، اعصاب كليه به حال عادى بازگردند . يادآور مىشوم كه گاه در اثر سموم بدن و يا در نتيجه تحريك پاره‌اى از داروها در برخى از مزاج‌ها به علت عدم سازگارى اعمال كليه مختل مىگردد . چه ممكن است داروئى كه مختص بيماريهاى كليه است در بعضى اشخاص به علت عدم سازش اثر نامناسبى برجاى گذارد . در اين حال بايد از داروهاى شيميايى دست كشيده و داروهاى گياهى را تجويز نمود . زيرا اين داروها علاوه بر دارا بودن ويتامين‌هاى آشكار و نهان و مواد كانى و آلى بايد خواص ديگرى نيز داشته باشند كه بسرعت سموم را دفع و حالات خاص روحى و عوارض اورمى را بر طرف مىكنند . بويژه اين خاصيت در شيره خنك‌ها بيش از انواع ديگر است . بارى به بيمار دستوراتى ديگر نيز داده شد كه انجير را در شير پخته تا طبع را نرم و تعفن روده‌ها را كم كند و تنقيه هم از شكر سرخ ، تاجريزى ، بنفشه و گل خطمى بنمايد . چون اين خانم اظهار داشت طبيعتم " گرم " است . لذا سپردم بيش از يك سير آلبالو را در يك گيلاس آب جوش ريخته و چند مثقال عسل بر آن بيافزايد تا صبح خيس بخورد . و بامداد آن را مورد استفاده قرار دهد . طبق دستور رفتار شد ادرار و صفرا بجريان افتاد . آنگاه مسهلى مركب از ريوندچينى ، گل قند و شكر سرخ داده شد . روده‌ها پاك و طبع روان گرديد . به همين دستورات رفتار نمود تا روز پنجم كه دوباره به عيادتش رفتم . خيز بر طرف و فشار خون به 14 رسيد ادرار به حال عادى و يا حتى بيش از حالت طبيعى درآمد . بعد از دو ماه در تاريخ 16 / 2 / 24 خانم ر . پ را نزدم آوردند . با رنگى پريده كهربائى ، قلب مضطرب ،